احمد مجد الاسلام كرمانى

540

سفرنامه كلات ( فارسى )

« عبور از دربندهاى جبال و رودخانه‌هاى بزرگ كمال صعوبت را دارد و طوايف افغان كه همه جنگى هستند عبور قشون ايران را منع خواهند كرد بعلاوه ناصر خان صوبه‌دار حاكم كابل و ذكريا خان حاكم لاهور حتما جلو قشون را خواهند گرفت و فرضا اقبال او اين موانع را از پيش بردارد و از اين ممالك به آسانى بگذرد و بر افاغنه و صوبه‌داران غلبه كند بالاخره با قشون بسيار قوى سلطنت هندوستان مقابل خواهد شد و معلوم نيست قشون ايران بتوانند در چنين ميدانى كه طرف هم از آنها زيادتر است و هم در خانه خود هستند و تمام اسباب و لوازم جنگ و آذوقه آنها متصل به آنها ميرسد فايق آيند و ممكن است بخت نادر در اين ميدان بخت‌آزما خوب امتحان بدهد و مظفر و منصور گردد » . نظام الملك و سعادتخان مجددا بنادر نوشتند : « ابدا از اين خيالات وحشت نكنيد و بدون درنگ و بيم حركت كنيد . و متعهد شده بودند مشكلات عبور او را آسان كنند و قبل از آنكه قشون نادر از اتك بگذرد كمال كفايت را در تسهيل وسايل عبور آنها ابراز دارند » . اين اظهارات قلب نادر را قوت داده مصمم حركت بهندوستان شد چنان كه شرحش را خواهم نوشت . البته خوانندگان محترم اين كتاب در اين موقع با نهايت استعجاب به زبان حال از نگارنده سئوال خواهند كرد كه آيا چه دليل داشته كه نظام الملك و سعادتخان چنين خيانت بزرگى به وطن خودشان كردند و راضى شدند مملكت آنها بدست پادشاه اجنبى بيافتد ، بلكه در راه وصول به اين مقصود زحماتى كشيده رنجها بردند و سلطنت بزرگ تيمورى را كه قريب به چهار قرن در هندوستان استوار بوده بيك حمله نادر شاه افشار كه هنوز بسيارى او را سردار مينامند درهم شكستند اگرچه سرجان ملكم اين

--> - بعضى از امراى هند مانند نظام الملك نواب دكن و سعادت خان صوبه‌دار ( اود ) نادر را بهند دعوت كرده بودند . « نادر شاه » تأليف لاكهارت چاپ لندن